تعریف پروژه
دانلود کامل مقاله پروژه
الف-استانداردها:
1-استاندارد PRINCE2 دو تعریف را برای پروژه ارائه داده است که اولی به اهداف پروژه و دیگری به ویژگیهای پروژه توجه دارد. این استاندارد از جهت اهداف ،پروژه را یک محیط مدیریتی که به منظور تحویل یک یا چند محصول تجاری مطابق با یک موقعیت تجاری مشخص ایجاد شده است تعریف میکند و در جای دیگر و با توجه به ویژگیهای پروژه آن را یک سازمان موقتی که باید یک نتیجه منحصربهفرد و از پیش تعیین شده را با یک زمان از قبل تعیین شده و منابع مشخص، در نجف آباد ایجاد کند میداند.
2-استاندارد PMBOK یک پروژه را تلاشی موقتی که به منظور تولید محصول، خدمت یا نتیجهای منحصربهفرد انجام میگیرد، میداند.
3-براساس تعریف استاندارد ICB پروژه یک عملکرد محدود شده توسط زمان و هزینه برای دستیابی به تحویل شدنیهای املاک نجف آباد تعریف شده (محدوده تعریف شده برای برآوردن موضوعات پروژه) براساس استانداردهای کیفیت و الزامات است.
قابل توجه است که همه این استانداردها محدودیت زمان، هزینه(منابع) و موقتی بودن را درکنار تولید یک محصول مشخص و منحصربهفرد مورد توجه قرار دادهاند.
ویژگیها
یک پروژه دارای مراحل مختلفی است که هر مرحله دارای خصوصیت خاص خود و نیازمند تصمیم گیری های مناسب آن است.
از متدوال ترین تقسیم بندی های پروژه میتوان به فاز های: درک، برنامه ریزی، اجرا و به پایان رساندن پروژه اشاره کرد. تقسیم بندی های دیگری نیز وجود دارد که به طور کلی همان مفهوم ذکر شده را بیان می کنند.
- پروژهها در برگیرنده فعالیتهایی هستند که باید در زمانی معین و با هزینه و کیفیتی معین اجرا بشوند.
- پروژهها اغلب یک بار انجام میشوند و به پایان میرسند. ولی گاهی نیز پروژه به دسته فعالیتهایی گفته میشود که بایستی در فاصلههای تاریخی ویژه تکرار شوند، همچون بازسازیهای بنیادی یک پالایشگاه هر دو سال یکبار
عموماً در ایران و دیگر نقاط جهان، منظور از نوع پروژه، پروژه های ساختمانی و تاسیساتی است در صورتیکه با توجه به تعریف پروژه میتوان تقسیم بندی زیر را به عنوان نمونه در نظر گرفت:
- پروژه های تحقیقاتی
- پروژه های ساختمانی
- پروژه های مهندسی مجدد
- پروژه های تدارکات
- پروژه های پیاده سازی فرایندهای کسب و کار
- پروژه های اجتماعی
یا:
- محصول محور
- ابزار محور
- سیستم محور
- استراتژی محور
- مدیریت پروژه جامع
- کازشناسی نجف آباد
- @#کارشناسی_ملک_نجف_آباد
فازهای پروژه:
فاز صفر: طرح توجیهی
فازیک: طراحی اولیه
فاز دو: طراحی تفصیلی
فاز سه: اجرای پیمان
فاز چهار: بهره برداری
ب-نظام فنی و اجرایی:
آرمانها و اهداف تعیینشده حكومت در سطح برنامهریزی بلندمدت یا استراتژیك ، برنامه (Plan)نامیده میشود كه این برنامهها دارای اهداف كیفی میباشند . مانند برنامه توسعه صنایع شیمیایی ، برنامه توسعه شبكه راههای كشوری ؛ دستیابی به این اهداف و آرمانها در یك فاصله زمانی بلندمدت كه معمولا بین ده تا بیستوپنج سال است ، امكانپذیر میباشد .
پس از اینكه برنامهها در سطح برنامهریزی بلندمدت مشخص گردیدند ، هر برنامه در سطح برنامهریزی میانمدت یا تاكتیكی توسط مدیریت طراز اول یا سیستم اجرایی كشور به مجموعهای از طرحها (Program) یا برنامههای اجرایی تفكیك میشود كه شامل مجموعهای از تصمیمات مقطعی یا اجرایی هستند كه ظرف پنج تا ده سال آینده باید اجرا و به نتایج موردنظر برسند .
هر طرح در سطح برنامهریزی كوتاهمدت یا اجرایی توسط واحدهای ستادی یا سطوح مدیریت میانی نظام اجرایی كشور به مجموعه كارها و عملیاتی كه آن را پروژه (Project) مینامند ، تبدیل و تقسیم میشود. بر این اساس پروژه را اینگونه تعریف میشود:
یك پروژه مجموعهای از فعالیتهاست كه برای دستیابی به منظور یا هدف خاصی انجام میگیرد . پروژهها شامل فعالیتهایی هستند كه باید در تاریخهای معین ، با هزینههایی معین و كیفیت تعیینشدهای به انجام رسند ؛ لازمه موفقیت هر پروژه، دستیابی توام به هر سه عامل زمان ، هزینه و كیفیت معین است و خارج شدن هر یك از سه عامل مذكور از حدود تعیین شده ، میتواند به انجام پروژهای ناموفق و غیراقتصادی منجر شود .
مشخصات اصلی پروژهها:
۱- مشخصه موقتی بودن در پروژهها :
هر پروژه در زمان مشخصی آغاز و خاتمه مییابد؛ پروژه زمانی خاتمه مییابد كه به اهداف (از پیش تعیینشده) نایل شده باشد و یا هنگامیكه مشخص شود اهداف پروژه قابل حصول نبوده و میبایستی پروژه خاتمه یابد. اجرای موقتی پروژهها ، نه تنها لزوما به معنی دوره كوتاه انجام آنها نیست بلكه بسیاری از پروژهها در طی سالیان طولانی به نتیجه میرسد ، اما به هر حال زمان اجرای هیچ پروژهای نامحدود نبوده و اساسا پروژه یك تلاش مداوم نیست. محصولات و خدمات منتج از اجرای پروژهها برخلاف دوره اجرای آنها عموما موقتی نیستند .
یك مساله دیگر درخصوص موقتی بودن پروژهها میزان حصول به نتایج (و اهداف از پیش) پیشبینی شده آنها در موعد مشخص شده است ؛ این موضوع بطور دائم توجه مسئولین پروژه را به خود مشغول میدارد و آنان همیشه در تكاپوی پاسخ به این سؤال هستند كه آیا میتوانند پروژه را مطابق اهداف از پیش تعیینشده به اتمام برسانند ؟
۲- مشخصه یكتا بودن پروژهها :
اجرای پروژهها ، انجام آن مجموعه فعالیتهای منحصر بفردیست كه پیش از این انجام نشدهاند و این نشانه یكتایی آنها است . پروژه تهیه و تولید یك محصول یا ارائه خدمات ، اگرچه ممكن است در یك گروه مشخص (مانند طراحی نرمافزار) قرار گیرد ، اما یكتا و منحصر بفرد است . پروژهها با متولیان ، طراحان ، موقعیتهای زمانی ، مكانی ، مجریان و سایر مشخصههای گوناگون و متفاوت از یكدیگر ، اجرا میشوند لذا حتی وجوه اشتراك پروژهها از برخی جهات و یا حتی همه موارد برشمرده شده نیز نمیتواند یكتایی آنها را منتفی نماید .
۳- مشخصه تفصیل فزاینده :
محصول یا نتایج پروژهها یكتا و منحصر به هر یك از آنها بوده و مشخصههای این نتابج منحصر به فرد میبایستی از ابتدا تا انتها بطور فزاینده بسط داده شود . مفهوم فزاینده روند صعودی مستمر و بدون بازگشت و تفصیل نیز بسط توسعه یافته برای تكمیل تبیین میباشد .
تفصیل فزاینده مشخصههای محصول پروژه میبایستی حتیالامكان از همان ابتدای پروژه آغاز و به تدریج همزمان با تكمیل گروه مدیریت پروژه دقیق و كامل گردد . تفصیل فزاینده مشخصههای محصول پروژه میبایستی بدقت با تعریف محدوده پروژه ( مجموعه كارهایی كه میبایستی برای نیل به اهداف پروژه انچام پذیرند) هماهنگ و متناسب باشد و همچنین تفصیل فزاینده مشخصههای محصول پروژه نمیبایستی موجب تغییر در تعریف محدوده مصوب پروژه گردد .
به عنوان نمونه در پروژه احداث یك كارخانه پتروشیمی ابتدا مشخصههای فرایند كارخانه تبیین ، آنگاه واحدهای اصلی فرایندی با توجه به این مشخصهها طراحی میگردد ؛ سپس این اطلاعات مبنا و معیار مناسبی برای انجام مهندسی پروژه اعم از طراحی مفهومی ، پایه و تفصیلی جانمایی كل كارخانه (Detail plant layout) و همچنین طراحی مشخصههای فرایندی و مكانیكی هر یك از دستگاهها و تجهیزات در واحدهای فرایندی و سرویسهای جانبی كارخانه میباشد .
نتایج طراحی نقشهها و تهیه مدارك مهندسی ، به مرور و بطور فزاینده تهیه و تولید نقشهها و مدارك خرید ، ساخت و نصب (مانند نقشههای ایزومتریك) را بدنبال خواهد داشت . (هنگام عملیات اجرایی تقسیر و تطبیق بین برنامه كاری و شرایط كاری بسیار ضروری و مبتنی بر اخذ تأییدات لازم میباشد) این تفصیل فزاینده مشخصهها ، در نهایت منجر به تولید نقشههای عین ساخت میگردد
●چرخه حیات پروژه چیست ؟
چرخه حیات پروژه نمایانگر مراحل اصلی و قدمهای عمده در اجرای پروژه از شروع تا خاتمه آن میباشد و به دو بخش عمده ذیل تفكیك میشود :
۱- مشخصات فعالیتهایی كه در هر مرحله از چرخه حیات پروژه و برای تكمیل آن میبایستی انجام شوند .
۲- مشخصات نیروهایی كه برای تحقق اهداف هر مرحله ، درگیر انجام فعالیتهای آن مرحله میگردند .
اغلب چرخههای حیات پروژه دارای مشخصههای كلی زیر میباشند :
۱- میزان انجام هزینهها و استفاده از نیروی انسانی در مراحل اولیه اجرای پروژهها عموما كمتر بوده ، به مرور افزایش یافته و هنگامیكه پروژه به خاتمه نزدیك میشود این میزان سریعا كاهش مییابد .
۲- در مرحله آغاز پروژه احتمال موفقیت در انجام تعهدات و حصول كامل به نتایج از پیش تعیینشده كمتر است و بدین لحاظ میزان ریسك و عدم قطعیت بیشتر میباشد ؛ این احتمال به مرور پیشرفت كار پروژه و با شناسایی و تسلط به جوانب كار و محیط پروژه ، تعدیل و متناسب میگردد . (بدیهی است اگر پیشرفت پروژه مطابق مبانی اولیه و مغایرت برنامه با اجرا در حداقل ممكن باشد موفقیت كاملا محتمل خواهد بود و در صورت عكس ، احتمال عدم موفقیت بیش از پیش و متناسب با اختلافات برنامه با اجرا خواهد بود .)
۳- اغلب برآوردها و پیشبینیها در مراحل آغازین پروژه دقیق نیست ؛ لذا تاثیر آراء و نظریات مجریان در تعیین مشخصههای محصول و هزینه نهایی در اوایل پروژه بسیار زیاد است و اما به مرور و در مراحل بعدی و با پیشرفت پروژه و كسب مبانی دقیقتر و كسر فاصله زمانی بین پیشبینی و اجرا، ، بهمرور از اعلام نظر متولیان (كه بیشتر جنبه بایدها و نبایدها دارد) كاسته شده و بنا به مقتضای كار و واقعیات ملموس ، مشخصههای پروژه و مراحل آن تبیین و تعیین میگردد .
۴- چرخه حیات پروژهها اغلب به چهار یا پنج مرحله (و در برخی موارد بیشتر) قابل تفكیك میباشد . این تفاوت حتی میتواند مطابق نظرات مجریان و متولیان مختلف بین دو پروژه مشابه نیز متفاوت باشد ؛ به عنوان مثال برخی از مجریان دو مرحله (مهندسی پایه و مهندسی تفصیلی) را به عنوان یك مرحله (طراحی و مهندسی) مینامند . عدهای مراحل چرخه حیات پروژهها را با نام زیرپروژههای آنها شناسایی مینمایند ؛ مثلا طراحی و مهندسی پروژه به عنوان یك مرحله و از طرفی یك زیرپروژه قلمداد میگردد .
●اهداف پروژه باید حائز چه ویژگیهایی باشند ؟
هدفگذاران پروژه ، در تعیین اهداف لازم است شش معیار مهم را در نظر گیرند تا پروژه بتواند تولید ارزش نماید . هدف باید مشخص ، قابل دسترسی ، دارای بعد زمانی ، قابل اندازهگیری ، دارای مسئول تحویل مشخص و مورد تایید عام افراد پروژه باشد :
▪ملاك اول: هدف باید مشخص و روشن (Specific)باشد .
اهداف باید بهروشنی ، مشخصات خروجیهای پروژه را بازگو كنند؛ به گونهای كه اگر مدیر لایق دیگری جای مدیر فعلی را پر كند ، بتواند به راحتی منظور از كار را درك كرده ، آنرا ادامه دهد . از همكاران و صاحبنظران دیگر بخواهید اهداف پروژهی شما را مطالعه كنند ، سپس از آنها سوالاتی درباره پروژه بپرسید ؛ چگونگی درك آنها از منظور پروژه میتواند نشانگر موفقیت شما در تعریف هدف باشد . پاسخهایی گنگ به سئوالات شما و افرادی كه كاملا متوجه منظور پروژه نشدهاند نشاندهنده لزوم بازتعریف اهداف هستند . اهداف را با زبان مهندسی و با لغات استاندارد مهندسی بیان نمایید . هر چه هدف برای مدیر ، طراحان ، مجریان و سایر اعضای گروه كاری پروژه روشنتر باشد بهتر میتوانند دركنار یكدیگر كار كرده ، تلاشهای خود را تنها معطوف به خواستههای پروژه میكنند . بهتر است مدیر كلیه ویژگیهای خروجی پروژه را بررسی و آنرا برای اطلاع عموم مكتوب كند .
▪ملاك دوم : هدف باید واقعی (Realistic) و دستیافتنی باشد .
اهداف باید شدنی و در حوزه واقعیت تعریف شوند . تعیین دستیافتنی بودن یا نبودن اهداف بستگی به شرایط انجامدهندگان پروژه و محیط اجرای پروژه دارد . ممكن است هدفی كه در یك سازمان شدنی است در سازمان دیگری نشدنی تلقی گردد .
▪ملاك سوم : هدف باید دارای بعد زمانی (Time Component) مشخص باشد .
در هدف باید به روشنی مشخص شود كه تا چه زمانی باید به نقطه مورد نظر رسید ؛ نداشتن زمان تحویل مشخص برای اهداف ، یعنی مشخص نبودن آن . تعیین زمان برای دستیابی به اهداف برمبنای واقعیات كار ، محیط و توان سازمان محاسبه میشود یا به دلیل رقابت در محیط به آن اجبار میشود .
▪ملاك چهارم: هدف باید كمی و قابل اندازهگیری (Measurable) باشد .
موفقیت یا شكست پروژه در دستیابی به اهداف باید به نوعی اندازهگیری شود . از اینروست كه اهداف باید دارای اجزای قابل اندازهگیری باشند و استانداردها یا همان خطكش اندازهگیری برای بررسی آنها پس از دستیابی نیز مشخص شوند . هر پروژه باید دارای قلم قابل تحویل كاملا تعریفشدهای باشد كه بتوان كیفیت آن را با شاخصهایی معین اندازه گرفت . هرچند مقوله كیفیت در علوم مهندسی حیاتی است اما نباید در امور مهندسی ، كیفی سخن گفت .
▪ملاك پنجم : هدف باید مورد توافق جمعی (Agreed Upon) باشد .
پیشاز آغاز پروژه كلیه افراد كلیدی باید به اجماعی روی نتایج درخواستی یا همان اهداف پروژه برسند ؛ اگر اجماع افراد درگیر در پروژه بهدست نیاید پروژه پیش از آغاز محكوم به شكست خواهد بود ؛ چرا كه افراد مهم درگیر درمورد خروجیها كه بیانگر شكست یا پیروزی پروژه است توافقی ندارند و هر یك برداشتی از خروجیها ارائه میدهند ، از اینرو نمیتوانند همگی پروژه را تایید کنند.
▪ملاك ششم : مسوولیتها در دستیابی به هدف باید مشخص (Clear Responsibility) باشند .
هنگامیكه مدیر مسئولیت سخت تحویل پروژه را بر عهده میگیرد باید مسوولیت سایر افراد در انجام هریك از قدمها تا رسیدن به هدف را مشخص كند . هنگامیكه اهداف پروژه برای افراد بازگو میشود ، باید نسبت به مسوولیتهایشان نیز توجیه گردند . مسوولیت هر فرد در تیم پروژه باید مشخص باشد و وی درقبال مسوولیتی كه برعهده دارد ، اختیار یا قدرت دریافت كند و در نهایت نسبت به آن حسابدهی داشته باشد .با تقسیم مسوولیتها ، در لایههای بالایی سازمان پروژه اختیار بیشتر و قدرت كمتر و در لایههای پایینی آن قدرت بیشتر و اختیار كمتر وجود دارد . چگونگی توزیع قدرت و اختیا